از آرشیو وبلاگ قبلی‌ که در بلاگفا مسدود شد

آخرین 48 ساعت از زندگی صدام حسین تهران – حیات

این گزارش ناگفته هایی از زندگی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و آخرین 48 ساعت پیش از اعدام وی از زبان یکی از وکلای مدافع وی را بازگو می کند. ادعاهای وکیل مدافع صدام با همه مطالبی که تاکنون در مورد لحظات پایان عمر این دیکتاتور بزرگ بیان شده است متفاوت است و به نظر می رسد ناشی از تعلق خاطر وی به صدام و رژیم سابق بعث عراق است
به گزارش حیات به نقل از مکتوب، «ودود فوزی» یکی از وکیل مدافعان صدام می گوید: صدام روز سقوط بغداد از شهرک الصدر دیدن کرد. لحظه اعدامش یکی از افسران آمریکایی گریه می کرد و تنها کسی که داستان پیدا شدن و بازداشت صدام را به طور دقیق می داند دلیمی (یکی دیگر از وکلای مدافع صدام) است.
«ودود فوزی» در ادامه افزود: باید اعلام کنم، بازداشت رییس جمهور شهیدمان به صورتی که اشغالگران اعلام کردند نبود و حتی زمانی که اعلام شد، واقعی نبود زیرا صدام مدتها قبل بازداشت شده بود.
«فوزی» در ادامه گفت: صدام در روز 7/4/2003 م  مرحله دوم مقاومت را آغاز کرد و وی همواره در روزهای پنهان بودنش در عراق جابجا می شد و دو روز پس از اینکه بغداد توسط اشغالگران اشغال شد، وی بغداد را ترک کرد.
وی در ادامه گفت: من از سال 2004  به درخواست «رغد صدام حسین» دختر ارشد صدام، وکالت وی را برعهده گرفتم و پیش از آغاز پرونده دجیل من سه بار با صدام دیدار کردم.
وکیل مدافع صدام در ادامه گفت: روزی که بغداد اشغال شد، صدام از منطقه «اعظمیه» به منطقه الصدر که قبلا شهرک صدام نام داشت رفت.
فوزی در ادامه گفت: صدام هنگامی که به شهرک صدر رسید به شدت مورد استقبال قرار گرفت اما فیلمبردار نبود تا آن صحنه ها را فیلم برداری کند.
وی در ادامه می گوید هنگامی که از صدام پرسیدم آیا خیانتی از سوی ارتش رخ داد که باعث اشغال بغداد شد؟ صدام جواب داد: خیر، ارتش عراق ارتشی ملی است و هیچ گونه خیانتی نکرد، بلکه اکنون در حال مبارزه با اشغالگران است و مقاومت هایی که اکنون در جریان است از پیش طراحی شده بود ، حتی قبل از حمله اشغالگران.
وکیل مدافع صدام همچنین گفت: صدام همواره در روزهایی که عراق اشغال شده بود در عراق رفت و آمد می کرد و در واقع مقاومت را هدایت می کرد و هر روز در خانه یکی از شهروندان می خوابید و آنان هم خیلی از او استقبال می کردند.
وی در مورد کشته شدن دو فرزند صدام گفت: صدام از خبر کشته شدن دو فرزندش با روحیه‌ای عالی استقبال کرد و گفت: آفرین به «عدی» و آفرین به «قصی» زیرا شهادت[هلاکت] آنان نقطه مثبتی را برای ملت عراق علیه آمریکایی ها ثبت کرد.
«ودود فوزی» همچنین گفت: صدام پیش از بازداشت همواره درمورد مردم سوال می کرد و اخبار آنان را جویا می شد و در مورد مقاومت در برابر اشغالگران و نیز در مورد اوضاع امت عرب به خصوص فلسطینیان می پرسید.
وی افزود: البته قابل ذکر است به صدام در دوران بازداشت اجازه نمی دادند روزنامه بخواند و یا اخبار گوش کند و حتی دوستانش را نمی دید و تنها چند ساعت پیش از مرگ برای او رادیو آوردند تا گوش دهد و به او اجازه دادند فقط رادیو «سوا» که یک رادیوی آمریکایی به زبان عربی است را گوش دهد و تعداد کمی نیز روزنامه برای او بردند. البته بسیاری از بخشهای روزنامه را بریده بودند تا وی نخواند و روزنامه هایی که به او می دادند الشرق الاوسط، الصباح و المشرق بود.
وی در ادامه ادعا کرد : صدام همواره ملت عراق را یکی می دانست و فرقی بین شیعه و سنی نمی دید .

این ادعا در حالی مطرح می شود که صدام هزاران تن از شیعیان را در دوران حکومتش به شهادت رساند.
وی درمورد فلسطین از زبان صدام گفت: صدام از کشتار فلسطینیان با یکدیگر بسیار ناراحت و متاثر شد و از خدا خواست که تکرار نشود و از مقاومت ملت لبنان در برابر رژیم صهیونیستی تمجید کرد، و درمورد ایران که از وی پرسیدم لبخند زد و گفت: ایران می خواهد سوریه را به جنگی نابرابر با اسرائیل بیاندازد اما بشار اسد با هوش تر از آن است که در دام بیفتد.
وی افزود: صدام به من گفت در روزهای مقاومت لبنان علیه اسرائیل یکی از ژنرالهای آمریکایی پیش من آمد و به من پیشنهاد کرد که تلاش کنم تا مقاومت در لبنان متوقف شود و در مقابل آنان مرا آزاد خواهند کرد.
صدام افزود: آن ژنرال گفت یا اینکه ناپلئون می شوی و به تبعید می روی  و یا اینکه موسولینی می شود و سرنوشتت اعدام خواهد بود و من پاسخ دادم ترجیح می دهم صدام باشم.
صدام در ادامه افزود: دشمن هرچه با من بد رفتاری کند من نیز سرسخت‌تر خواهم شد، زیرا ایرانیان و مزدورانشان می خواهند هرچه سریعتر از دست صدام راحت شوند، اما برادران بعثی مقاومند و مقاومت امروزه تأثیر بیشتری بر سیاست آمریکا در عراق می گذارد و آنچه برای من مهم است این است که ملت عراق از این کابوس خلاص شوند و این مقاومت ادامه خواهد داشت حتی پس از صدام حسین، برای آزادی عراق از اشغالگران.
صدام در ادامه گفت: 7 روز پس از بازداشتم با یک سپهبد آمریکایی دیدار کردم و پس از اینکه به او گفتم هیچ ارتباطی میان ما و شبکه القاعده وجود ندارد و نیز سلاحهای کشتار جمعی نداریم، به او گفتم بهتر است از عراق خارج شوید، زیرا همه دشمنان آمریکا در عراق جمع خواهند شد تا آمریکا را بزنند، البته هر کس به روش خود، و بازنده اصلی مردم عراق خواهند بود.
وکیل صدام در مورد صدور حکم اعدام علیه صدام ادعا کرد : پس از صدور حکم، او بسیار قدرتمند بود و می گفت: اگر خداوند می خواهد عمرمان را بگیرد، خدا را شکر می کنیم زیرا ما را از شهدا و راستگویان قرار خواهد داد!
صدام در ادامه گفت: من عدالت برقرار کردم و انصاف داشتم، به زندگی و آینده لبخند بزنید، زیرا همه مردم می دانند که آینده برای شما خواهد بود.
وکیل صدام در ادامه با ترور سیاسی توصیف کردن اعدام صدام گفت : این ترور سیاسی یک توطئه آمریکایی – صهیونیستی – ایرانی بود و از حوادث و رخ دادهای بعدی که به وجود آمد می توان به راحتی فهمید که زمان این ترور سیاسی از پیش تعیین شده بود.
فوزی در ادامه گفت: طبق معمول همیشه از آمریکایی ها درخواست کردیم که وقتی برای دیدار با صدام برایمان تعیین کنند، اما آمریکاییها این بار مانند دفعه های پیش بی محلی نکردند بلکه فورا جواب مثبت دادند و 26/12/2006 م را تعیین کردند و در نتیجه من و احمد وکیل تونسی صدام و بدر فرزند شهید عواد البندر (همزمان با برزان تکریتی اعدام شد) به دیدن صدام رفتیم اما غافل از آن بودیم که این آخرین دیدار است و چند روز بعد طبق برنامه قبلی صدام اعدام خواهد شد و خودش هم خبر نداشت. پس از اینکه فهمیدیم صدام قرار است اعدام شود، یک روز پیش از اجرای آن خوابم نبرد و تا صبح نشستم و اخبار گوش کردم و اینترنت را زیر و رو می کردم. فردای آن روز وکلای دیگر آمدند و به من خبر دادند که پیش از اعدام می توانیم صدام را ببینیم.
فوزی درمورد آخرین دیدار خود با صدام می گوید: وارد اتاق صدام شدیم و پس از سلام علیک به او خبر دادیم که حکم اجرا خواهد شد و وی گفت به همین دلیل چند ساعت پیش رادیو را از من گرفتند و من شک کردم که خبری است که نمی خواهند من بفهمم.
فوزی به نقل از صدام گفت: پیش از اعدام یک پزشک آمریکایی آمد و گفت آیا به قرصهای آرام کننده نیاز داری و من به او گفتم به این چیزها نیاز ندارد .



لینک مربوط به فیلم کامل اعدام صدام:

http://video.google.com/videoplay?docid=5034103744788985248


جزيي ترين روايت از اعدام صدام

روزنامه انگليسي ساندي تايمز در شماره 31 دسامبر در گزارشي به بررسي جزپيات اعدام صدام پرداخت.

به گزارش رجانيوز، «ماري کالوين» گزارشگر ساندي تايمز در اين باره به گفتگو با موفق الربيعي، مشاور امنيت ملي دولت عراق و قاضي منير حداد پرداخته است.

در اين گزارش به جزيي ترين مسائل اعدام صدام حسين، ديكتاتور عراق پرداخته شده است.

« درست قبل از ساعت شش صبح، در زدند. جلادان صدام، نقاب سياه روي صورت هايشان کشيده بودند. صدام، روز گذشته، آخرين دقايق زندگي اش را در مقر اطلاعات نظامي عراق گذراند که روزي محل شکنجه و کشتار هايي بود که به دستورخودش صورت مي گرفت.

وقتي اذان صبح در شهر طنين انداخت، صدام را با پا بند آهني به پاي چوبه دار بردند تا تقاص جناياتي را که بر مردم عراق روا داشته بود، بدهد.

موفق الربيعي، مشاور امنيتي دولت ملي عراق، که شاهد مرگ صدام بود، مي گويد: «ما او را به اتاق چوبه دار برديم و به نظر مي رسيد که صدام از اتفاقي که در شرف وقوع بود، شگفت زده شده است. او به چوبه دار نگاه مي کرد و آنچه را که مي ديد، باور نداشت».

درحالي که جهان با واکنش هاي دوگانه اي بين شادماني و محکوم کردن اعدام صدام نشان داد، الربيعي گفت که ديکتاتور مخلوع، موقع رفتن به پاي چوبه دار، زير لب حرف مي زد: «نترسيد؛ اين جايي است که همه ما مي رويم».

الربيعي يکي از 15 نفري است که در اتاق تاريکي حضور داشت که آخرين جايي روي زمين بود که صدام مي ديد. الرباعي در گفتگوي تلفني از بغداد گفت که ديکتاتور سابق عراق، ابراز پشيماني نکرد.

الرباعي مي گويد: «به او، چه قبل و چه بعد از اعدام، احترام گذاشته شد. ما تمام استاندارد هاي اسلامي و بين المللي را در نظر گرفتيم.»

بعد از جنجال جمعه شب که مقامات عراقي اعلام کردند که مرگ صدام قريب الوقوع است و وکلايش سعي داشتند که از يک دادگاه آمريکايي استيناف بکنند، اما حکم اعدام وي صبح ديروز اجرا شد.

نوري المالکي، نخست وزير عراق، قبل از شرکت در مراسم ازدواج پسرش، حکم اعدام را امضا کرد و شوراي رياست جمهوري هم آن را تاييد کرد.

به زندانبان هاي آمريکايي که مسئول نگهداري از صدام بودند، دستور داده شد تا او را به دولت عراق تحويل بدهند. آنها به او قرص آرام بخش دادند، اما صدام قبول نکرد. الربيعي مي گويد:« ما حدود ساعت 5 ونيم صبح، صدام را از نيروهاي متحد تحويل گرفتيم و او مال ما شد».

درحالي که نيروهاي آمريکايي بيرون در نگهباني مي دادند، صدام به اتاقي سرد و متروک مقر اطلاعات نظامي عراق، برده شد. حتما يادش نرفته بود که نيروهاي امنيتي خودش، تعداد زيادي از مردم را در آن ساختمان ترسناک، شکنجه کرده و کشته بودند. صدام را نيم ساعتي تنها گذاشتند تا با افکار خودش خلوت کند. طبق قانون عراق، محکومان به اعدام حق دارند قبل از اعدام سيگاري بکشند و غدا بخورند.

الربيعي مي گويد: «به دست هايش دستبند زده بوديم و او را نشانديم. آنجا يک قاضي، معاونش، معاون وزارت دادگستري، معاون وزارت کشور، خودم و يک دکتر حضور داشتيم. بعد مشغول انجام تشريفات مربوط به پرونده قطور مدارک و جزئيات دادگاهش براي جناياتي که عليه بشريت انجام داده بود، شديم. قاضي حکمش را خواند. او همچنان در سکوت بود تا اينکه چشمش به يک دوربين فيلم برداري افتاد و شروع کرد به شعار دادن: الله اکبر، مرگ بر فارس ها(!)، مرگ بر اين و آن. دستبندش تنگ بود و آزارش مي داد، به نگهبان ها گفتم دستبند را کمي شل کنند.

مراحل تشريفاتي به پايان رسيد و چهار جلاد نقاب دار جلو آمدند. قد کوتاه و فربه بودند و کت چرم به تن داشتند، بيشتر شبيه قاتلان القاعده در فيلم هاي تروريستي آماتوري بودند تا کساني که ماموريت داشتند حکم رئيس سابق دولت عراق را اجرا کنند. صدام که نسبت به روزهاي پر جلال اش، چروکيده شده بود از آنها بلند قد تر بود.

لباس مرگش را خياط شخصي اش که از اهالي ترکيه است، دوخته بود؛ شلوار سياه، کفش هاي سياه واکس زده، بلوز سفيد، پلوور سياه و اورکت پشمي سياه که او را در مقابل سوز سرما در آخرين دقايق قبل از اعدامش حفظ مي کرد، پوشيده بود. موهايش به سياهي هميشه بود، اما زير چشمانش پف کرده بود.

در محل چوبه دار، جلاد ها دستبندش را باز کردند و دست هايش را از پشت بستند. وقتي به چوبه دار نزديک تر شد، دستمال سياهي به دور گردنش بستند تا از سوختگي طناب، محافظتش کند. وقتي مي خواستند پارچه سياه روي سرش بکشند، زير لب گفت:«اين کار لازم نيست». طناب را از روي سرش رد کردند.

او با حالتي گيج ايستاده بود و يکي از جلاد ها، گره طناب را سمت چپ گردنش، محکم کرد. صدام، حتي در آستانه مرگ هم دوربين هاي ويدئو را فراموش نکرد. قبل از اينکه پايش را به محل چوبه داربگذارد که با نرده هاي قرمز محصور شده بود، او کلماتي قبل از مرگ به زبان مي آورد، با صداي بلند گفت:« الله اکبر» و «فلسطين عربي است».

الربيعي مي گويد: «او درحالي که طناب به دور گردنش پيچيده شده بود، ايستاده بود. جلاد، شروع به خواندن قرآن کرد:» هيچ خدايي بجز الله نيست و محمد رسول خداست» اين جمله دو بار تکرار شد و صدام در يک چشم بر هم زدن، سقوط کرد. جلاد اهرم را کشيده بود و صدام در فاصله سه پايي چوبه دار، در سکوت آويزان مانده بود. ساعت شش و ده دقيقه صبح بود». مرگ صدام سريع بود. خيلي، خيلي سريع و کاملا بدون درد بود و بعد از سقوط بي حرکت بود».

سامي العسکري، نماينده نخست وزير در مراسم اعدام گفت که صداي شکستن گردن صدام را شنيده است.

صدام به مدت ده دقيقه از طناب آويزان بود و 15 نفري که آنجا بودند، شاهد اين صحنه بودند. دکتر ايست قلبي اش را اعلام کرد و بعد، يکي از جلاد ها او پايين آورد و در کيسه سفيدي قرارش داد و از اين صحنه عکس گرفت تا به وفاداران جان سختش اثبات کند که صدام مرده است. تلويزيون عراق، آخرين عکس او را که اززاويه عجيبي گرفته بود و گردنش از کيسه سفيد بيرون افتاده بود، نشان داد.

منير حداد، قاضي دادگاه استيناف هم شاهد مراسم اعدام بود. او گفت: «يکي از حاضران از صدام پرسيده است که آيا از مرگ مي ترسد؟ و صدام در جواب گفته است: چرا بايد بترسم؟ من تمام زندگي ام را در جنگ با کفار و متجاوزين گذرانده ام(!)».

کس ديگري پرسيد:«چرا عراق و ما را نابود کردي؟ تو ما را به قحطي کشاندي و کاري کردي که آمريکا عراق را اشغال کند». جواب صدام اين بود:«من متجاوزين و دشمنان عراق را نابود کردم، و من عراق را از فقر به ثروت رساندم».

منير حداد مي گويد: «صدام حالت عادي داشت و به خودش مسلط بود.» او گفت: «اين پايان کار من است. من زندگي ام را بعنوان يک سياستمدار نظامي با جنگ، آغاز کردم. پس مرگ مرا نمي ترساند. ما به بهشت مي رويم و دشمنان ما به قعر جهنم».

وقتي او را به پاي چوبه دار مي بردند، سربازگارد سعي کرد پارجه سياه روي سرش بگذارد، اما او مخالفت کرد. بعد آيه هايي از قرآن خواند که سربازها مسخره اش کردند. يکي از سربازهاي گارد، اسم مقتدي الصدر، روحاني معروف شيعه، را فرياد زد و صدام با پوزخند گفت:«مقتدي کيست؟»

حداد گفت: «روحاني که آنجا بود از صدام خواست که کلمات قرآن را بخواند و صدام هم همين کار را کرد، اما با استهزا. اين آخرين کلماتش بود و طناب بر گردنش فشرده شد و او به سوي مرگ، سقوط کرد».

لینک این مطلب در سایت بالاترین:

http://balatarin.com/permlink/2009/2/28/1527910

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت توسط جاسم جباری | // آرشیو نظرات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: